عاشق بی کس

لیاقتش عشق مقدسم نبود

دیگه به آخرخط رسیده بودم

باید یه جوری ثابت میکردم که دوسش دارم

یه تیغ داد دستم

گفت اگه واقعا دوستم داری رگت رو بزن!!

گفتم آخه مرگ و زندگی دست و خداست........

باید بهش میفهموندم که صادقانه دوسش دارم

نه به خاطرزیبایش نه به خاطرمقامش نه موقعیتش

رگموزدم........

وقتی داشتم جون میدادم

بهم نگاهی کرد و باخنده ای تلخ گفت:

اگه دوستم داشتی هیچ موقع خودتو نمی کشتی ...........

 

   + نهال ; ٢:٤۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

داستان عاشقانه


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم

عاشقتم تا بینهایت

   + نهال ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ تیر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

سلام

سلام

دوستای عزیزبعداز یک سال دوری اومدم دلم براتون تنگ شده بود

برام دعا کنید خیلی خیلی زیاد

شاید زیاد نتونم بیام بهتون سربزنم

دوستتون دارم

فعلا بای

فکر نکن وقتی که نیستی عشق کم میشه هر روز
                                              بدون با نبودن تو میشم عاشق تر از دیروز

کاشکی زود بگذره ساعت سر بیاد قصه ی دوری
                                              تاتو برگردی دوباره کار دل میشه صبوری , صبوری

   + نهال ; ۸:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()